مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
درد و دلهای من فراوان است بگذریم از شما چه پنهان است پیش تو هر کسی که مهمان است دردهـایش نـگـفـته درمـانست پـسـری کـور گـنـبـدت را دیـد دخـتری کر صدات را فـهـمید با چه نازی در آسمان چرخـید کـفـتری که به روی ایوانست بـسـتـهام دل به مـهـر تو تـنهـا جز تو من را کـسی نشد مـولا شـمـسِ تـبــریـز مـالِ مــولانـا شمس من ساکـن خـراسانست نــور تـو مـیدرد سـیـاهـی را نـچـشـم طـعــمِ بـی پـنـاهـی را بر سرش کـرده تـاج شاهی را هر کسی که گدای سلطان ست بـــاز هـــم آمــدم پـــنــاهــم ده زائــر مــشــهــدم پــنــاهــم ده مـن اگــرچـه بــدم پـنــاهــم ده دلم از کردهاش پـشـیمان است در حــرم تـا کـه آب نـوشـیـدم لـب خـشـک حـسـیـن را دیـدم مُـردم از شـرم تا که فـهـمـیدم گفته مقـتل ذبیح العطشان است خویش را باز سیـنـه زن کردم یــاد اربــاب بـی کـفـن کــردم مـنِ نــوکــر سـیـاه تـن کــردم شاه عالم به خاک عریان است |